عکس های بامزه و خنده دار از باراک اوباما








































امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :





سوژه های خنده دار در هند






























امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
اس ام اس های تنهایی
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
اس ام اس خیانت !
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :

فتوکاتورهای طنز داغ روز (24)



فتوکاتورهای طنز داغ روز (24)



فتوکاتورهای طنز داغ روز (24)



فتوکاتورهای طنز داغ روز (24)












امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
عکس های منتخب احساسی و رمانتیک

































مرجع:تیک پیکس
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :

پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.
پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.
فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟
شوهر فقط گفت: "عزیزم دوستت دارم!"
عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.
گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.
اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.
حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :

چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
آنقدر باورت دارم که وقتی میگویی باران ، خیس میشوم !
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
———————
امشب به تو به صدا گوش میکنم / من هرچه هست جز تو فراموش میکنم / من در سیاهی و ظلمت رسیده ام به حادثه / شمعی که روشن است خاموش میکنم .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
قویی که شنا میکرد در برکه ی چشمانت / موجی که رها میشد در بستر چشمانت / قلبی که نفس میزد در دام گریبانت / من بودم و خواهم بود همواره پریشانت .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
مهربانیت از دور چه نزدیک است و عجیب حس میکنم که جغرافیا دروغی تاریخی است .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
به یاد هم بودن قشنگترین هدیه ای است که نیازی به با هم بودن نداره !
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
این روزها شیر هم راضیه با دمش بازی کنن ولی با دلش نه !
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
عابر شهر چشاتم ، دل من اهل ریا نیست / اونی که مثل تو باشه ، حتی توی قصه ها نیست .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
گفتم گر عاشق شوم ، گاهی غمی خواهم کشید / من چه دانستم که بار عالمی خواهم کشید .
در ستایش مهربانیت همچون نماز مسافر ، شکسته ام !
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
بگو با من چه دردی داری ای دل / که هر شب تا سحر بیداری ای دل / گلت را شاید از غم ها سرشتند / که از خود هم تو در آزاری ای دل .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
کمی از غصه هایم یاد بگیر که وقتی بودی با فکر رفتنت و وقتی رفتی با فکر برنگشتنت همراه من ماند !
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
هرگز گنجشکی را که توی دستت داری به امید گرفتن کبوتری که در هواست رها نکن .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
از هرچه می رود ، سخن دوست خوشتر است / پیغام آشنا ، نفس روح پرور است / هرگز از وجود حاضر غایب شنیده ای / من در میان جمع و دلم جای دیگریست .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
صد سال بعد از مرگ من / گر بشکافی قبر من / خواهی شنید از قلب من / دوستت دارم دوست من .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
چه زود میگذرد لحظه هایمان باهم / دقیقه های خوش و آشناییمان باهم / تو رفتی و من این را به چشم خود دیدم / میان فاصله ی ردپایمان باهم / تمام فکر مرا این سوال پر میکند که آیا / فرق میکند خدایمان باهم ؟ / قبول کن پس از آن روز و آخرین دیدار / کمی عوض شده حال و هوایمان باهم / برای اینکه بفهمی چه میکشم ای کاش / عوض شود دو سه ثانیه جایمان باهم .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
پین کدتیم رفیق ، سه بار اشتباه بزنی فنا میشیم ، درست بزنی فدات میشیم !
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد ، نمی دانم نداشتن ات سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
دوستم قلبی اگر باشد دعایت می کنم / جان اگر خواهی فدایت می کنم / با تو ام ای گل ، تو تنها نیستی / گوش کن زیبای من ، هر شب صدایت می کنم .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
غرق ترانه میشوم از نگاه گاه گاه تو / کاش خانه ای بنا کنم در حوالی نگاه تو .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
میان قلب من عشق تو پیداست / لبانت مثل گل خوشرنگ و زیباست / مشو غمگین اگر از هم جداییم / که بی رحمی همیشه کار دنیاست .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
هرچند نمیدانم خواب هایت را با که شریک میشوی اما هنوز شریک تمام بیخوابی های من تویی .
———————
اس ام اس عاشقانه-جملات کوتاه عشقانه-پیامک عاشقنه جدید -تک موبایل- اس ام اس عاشقانه جدید
———————
مرا به ذهنت ، نه به دلت بسپار ، من از گم شدن در جاهای شلوغ می ترسم .
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
شما قادر هستید با استفاده از کلیدهای میانبر (Shortcut Keys) سرعت عمل خود را در برنامه های آفیس بالا ببرید. کلیدهای میانبر شما را قادر می کند که در کمترین زمان ممکن یک دستور را فعال کنید، بدون اینکه احتیاجی به استفاده از ماوس داشته باشید.
همانطور که می دانید، نواز ابزار های (Tool bars) نرم افزارهای آفیس این توانایی را به شما می دهند که با به کار بردن ماوس و کلیک بر روی دکمه های آنها، دستورات را اجرا نمایید اما وقتی که در حال وارد کردن داده ها و یا تایپ کردن ستون خود هستید، شاید نخواهید که دست از تایپ کردن کشیده و با ماوس روی دکمه های نوار ابزار کلیک کنید! می توانید برای یادگیری آسانتر این میانبرها برنامه ی آفیس را طوری تنظیم کرد که کلیدی میانبر را در کنار نام دکمه های موجود در نوار ابزار نشان دهد.
مراحل:
1- بر روی tools کلیک کنید!
2- بر روی Customize کلیک کنید تا جعبه ی مکالمه ی Customize باز شود.
3- بر روی سربرگ Option کلیک کنید.
4- بر روی گزینه ی Show Screen tips on toolbars کلیک کنید تا انتخاب گردد.
5- بر روی گزینه ی Show Shortcut keys in screen tips کلیک کنید تا انتخاب شود.
6- بر روی close کلیک کنید.
7- نشانگر ماوس را بر روی یک کلید از کلیدهای موجود در نوار ابزار نگه دارید.
حالا یک جعبه راهنما (Screen tip box) ظاهر می شود که حاوی نام دکمه و نیز کلید میانبر مربوط به آن دکمه می باشد.
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
آموزش نحوه ی فارسی کردن اعداد در Microsoft Word
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

هنگامی شما مشغول تایپ یک متن فارسی هستید اگر اعداد به صورت انگلیسی نوشته شوند یک ناهمگونی ایجاد شده و متن مورد نظر شما زیاد جالب نمی شود. در این آموزش به صورت ساده و کوتاه به شما یاد می دهیم چطور در نرم افزار ورد اعداد را به صورت فارسی تایپ کنید. با
در مرحله نخست روی آیکون فایل (گوشه سمت چپ و بالا) پنجره ی اصلی برنامه کلیک کنید!

در پنجره ی فایل روی دکمه ی Word Option (گوشه ی سمت راست و پایین) کلیک کنید!

وقتی پنجره ی Word Options باز شد. از ستون سمت چپ گزینه ی Advanced را انتخاب نمایید!

با پایین آوردن لغزنده از زیر منوهای موجود در Advanced زیر عنوان Show Document Content، گزینه ی Numeral را پیدا کرده و حالت آن را بر روی Context قرار دهید. در پایان روی دکمه ی OK کلیک کنید. حالا اعداد در ورد به صورت فارسی تایپ می شوند.

امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
سوژه های وطنی خفن!!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
جوک های با حال و خنده دار
اس ام اس های خنده دار و بانمک با موضوع حیوانات
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :

شراب هم به مستی ام حسادت می کند
آنگاه که خمار یک لحظه
دیدن تو می شوم . . .
.
.
.
کجا هستی ؟ به آسمان نگاه کن ، بگذار دلخوشی ام این باشد که آسمانمان یکیست
.
.
.
حرف میزنی اما تلخ ! محبت میکنی ولی سرد !
چه اجباری است دوست داشتن من ؟
.
.
.
کاش جنس دلها از کاغذ بود نه از شیشه ! آری ، سوختن بهتر از شکستن است
.
.
.
پشت دیوار کج فاصله ها پنهانیم / غربت دل را به خدا میدانیم
گرچه دوریم ز هم با همه ی خاطره ها / به امید خبری تازه ز هم میمانیم
.
.
.
دلم کار دست است ، خودم بافتمش !
تارش را از سکوت ، پودش را از تنهایی ، همین است که “خریدار” ندارد
.
.
.
هرچه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو ، چه برکتی دارد دوست داشتنت
.
.
.
دنیا فهمید خیلى حقیراست وقتی گفتم یک موی تورا به اونمیدهم
.
.
.
یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام …
برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …
آنقدر تمـــــــــیز میخندم که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی …
.
.
.
دیگر اصلا اشک نمی ریزم ، نمیدانم دارم بزرگ میشوم یا سنگ
.
.
.
به هواى گرماى آغوشت چه بى محابا برهنه کردم احساسم را…
غافل از اینکه
این روزها هواى حوالى احساست
زمستان زمھریر است…
.
.
.
.
تراشکار ماهری شدم بسکه تو نیامدی و من برای دلم بهانه تراشیدم !
.
.
.
من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند،
و مهم نیست که چه کار می کنید،
که هستید و کجا زندگی می کنید؛
اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند،
هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.
(جولیا رابرتز)
.
.
.
خسته ام ! نه اینکه کوه کنده باشم ، نه ، دل کنده ام
.
.
.
من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام ،
یک شعر پر از غلط ، یک پرنده ی بی آسمان ،
یک نسیم سرگردان ، یک رویای ناتمام
.
.
.
دستهایت را زیر تنهاییم ستون کن که من از آوارگی بی تو بدون میترسم …
.
.
.
با استناد به قانون جرایم رابطه ای ،
شما طبق مصادیق مجرمانه به علت دلبری و ایجاد دلتنگی
محکوم به حبس ابد در قلب اینجانب میباشید ،
دوران محکومیت شما از هم اکنون آغاز میگردد
.
.
.
آن کسی را که دوست داشتم آدم با گذشتی بود ، از من هم گذشت
.
.
.
اگر روزی رسیدی که من نبودم تمام وصیتم به تو این است :
” خوب بمان ” از آن خوب هایی که من عاشقش بودم … !!
.
.
.
خوش به حالت آدم ، خودت بودی و حوایت ، کسی نبود که حوایت را هوایی کند
.
.
.
تصمیمم را گرفته ام ….
از امشب…. تمام احساسی که به ” تو ” دارم را بیان می کنم…
می گویم که دوستت دارم , دلتنگتم , به آغوشت نیاز دارم !
به درک که مغرور میشوی ,
یا اینکه کمتر دوستم خواهی داشت و یا حتی ترکم می کنی و تنها می مانم !
مهم این است :
شاید فردایی نباشد , که عشقم را به پایت بریزم !
پس :
گل نازم عاشقانه و صادقانه ” دوستت دارم ” !
.
.
.
مــــیـدانــــــی ؟
همه را امـــتــحــــان کــــــــــــــرده ام !
قرص خــــواب و مـسکن
روانـشـنــــاس
خــــنـــده هـای زورکــــی . . .
هـنـدزفـری تـوی گـوش و گــــریــه کـردن
ســــیـگــــــــــــــار و مــشــروبـــــــــــ . . .
دوســتـــــــــــان جـــــدیــد. . .
دل من این حـــــــــرفـهـا حـــالـیـش نـمیشود !
آغــوشـتـــــــ را مـیـخـــــــــــواهـم . . .
بـــــــرگــــــرد . . .
.
.
.
آنقدر ها هم
روی وقار من حساب نکن…
قطب زمین هم که باشم
تو را که میبینم
یخ هایم آب میشود…
.
.
.
تمام لذتهای دنیا واسه زمانیه که اصلا انتظارشو نداری
ولذتی بالاترازدوست داشتن نیست، پس حالا که انتظارشو نداری:
”
دوستت دارم”.
.
.
.
دلم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ،
به کدامین بهانه حواسش را پرت کنم !
.
.
.
اگـــَـــــر دیوانگی نـیـسـت پَس چیست ؟
وقتی در این دُنیای بـه این بزرگـــی . . .
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
آشنایی با اسلحه فوق پیشرفته آمریکا

آشنایی با سلاح هوشمند و دقیق XM-25 که به تازگی ساخته و سربازان آمریکایی با آن مجهز شده اند
سربازان امریکایی به سلاح دستی جدیدی مجهز شده اند که می تواند با استفاده از یک مسافت سنج لیزری، هدف را هرجایی که پنهان شده باشد شناسایی کرده و گلوله های انفجاری را دقیقا بر فراز سر او پرتاب کند. نیروی نظامی آمریکا اسحله هوشمند جدیدی را معرفی کرده که می تواند در جنگ بر علیه طالبان به کمک سربازان این کشور بیاید.

به گزارش بلک ارمی ، این اسلحه XM-25 نام دارد و ارتش آمریکا معتقد است با کمک آن می توان سرنوشت جنگ ها را تغییر داد. این اسلحه از یک سیستم هدایت لیزری بهره می گیرد و می تواند طوری برنامه ریزی شود که گلوله های ۲۵ میلی متری با قدرت انفجاری بالا را دقیقا بالای سر هدف منفجر کند. ریچارد آدیت که در ساخت این اسلحه برای ارتش آمریکا همکاری داشته، می گوید: «ساخت این اسلحه یک قدم بسیار بلند محسوب می شود، چرا که برای اولین بار در یک اسلحه دستی از فناوری های هوشمند استفاده شده است».

روش استفاده از این اسلحه به این صورت است که سرباز ابتدا هدف خود را پیدا می کند، با لیزر به سمت آن نشانه می رود تا به این صورت محدوده هدف مشخص شود، سپس سرباز یک نقطه هدف تنظیم شده دریافت می کند. در این هنگام کافی است هدف را تنظیم کرده و ماشه را بچکاند. در این صورت اگر شما با لیزر هدفی را در فاصله ۵۴۳ متری مشخص کرده باشید، اسلحه به طور خودکار گلوله را در سمت هدف به فاصله ۵۴۳ متر شلیک می کند که این مسافت ممکن است یک، دو یا سه متر کم یا زیاد شود تا گلوله مستقیما روی سر هدف قرار گیرد.


امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
























امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :

شما را به دیدن این مجموعه دعوت می کنم



















امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
تصاویر بسیار زیبا از پرندگان
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
آخرین مدل معرفی شده از محصول مرسدس بنز دانلود تصاویر بنز نمایشگاه مرسدس بنز آلمان
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
این عکسها صرفا جهت آب کردن دل بیننده هاست و نیت دیگری در کار نبوده
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
اس ام اس های جدایی
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :

دکتر در سال ۱۳۱۹ -در سن هفت سالگی- در دبستان ابن یمین در مشهد، ثبت نام کرد اما به دلیل اوضاع سیاسی و تبعید رضا خان و اشغال کشور توسط متفقین، استاد (پدر دکتر)، خانواده را بار دیگر به کاهک فرستاد. دکتر پس از برقراری صلح نسبی در مشهد به ابن یمین بر می گردد. در اواخر دوره دبستان و اوائل دوره دبیرستان رفت و آمد او و خانواده به ده به دلیل مشغولیت های استاد کم می شود. در این دوران تمام سرگرمی دکتر مطالعه و گذراندن اوقات خود در کتاب خانه پدر بود. دکتر در ۱۶ سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانش سرای مقدماتی شد. او قصد داشت تحصیلاتش را ادامه دهد.
در سال ۳۱، اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. این بازداشت طولانی نبود ولی تاثیرات زیادی در زندگی آینده او گذاشت. در این زمان فصلی نو در زندگی او آغاز شد، فصلی که به تدریج از او روشنفکری مسئول و حساس نسبت به سرنوشت ملتش ساخت.
دکتر در این دوران روزها تدریس می کرد و شب ها را روی پایان نامه اش کار می کرد. زیرا می بایست سریع تر آن را به دانشکده تحویل می داد. موضوع تز او، ترجمه کتاب «در نقد و ادب» نوشته مندور (نویسنده مصری) بود. به هر حال دکتر سر موقع رساله اش را تحویل داد و در موعد مقرر از آن دفاع کرد و مورد تایید اساتید دانشکده قرار گرفت. بعد از مدتی به او اطلاع داده شد بورس دولتی شامل حال او شده است. پس به دلیل شناخت نسبی با زبان فرانسه و توصیه اساتید به فرانسه برای ادامه تحصیل مهاجرت کرد.
فرانسه در آن سال ها کشور پرآشوبی بود. بحران الجزائر از سال ها قبل آغاز شده بود. دولت خواهان تسلط بر الجزائر بود و روشنفکران خواهان پایان بخشیدن به آن. این بحران به دیگر کشور ها نیز نفوذ کرده بود.
بعد از این ساعت ها روی رساله اش کار می کرد. دامنه مطالعاتش بسیار گسترده بود. در واقع مطالعاتش گسترده تر از سطح دکترایش بود. ولی کارهای تحقیقاتی رساله اش کار جنبی برایش محسوب می شد. درس ها و تحقیقات اصلی دکتر، بیشتر در دو مرکز علمی انجام می شد. یکی در کلژدوفرانس در زمینه جامعه شناسی و دیگر در مرکز تتبعات عالی در زمینه جامعه شناسی مذهبی.
دکتر در اروپا، به جمع جوانان نهضت آزادی پیوست و در فعالیت های سازمان های دانشجویی ایران در اروپا شرکت می کرد. در سال های ۴۰-۴۱ در کنگره ها حضور فعال داشت. دکتر در این دوران در روزنامه های ایران آزاد، اندیشه جبهه در امریکا و نامهء پارسی حضور فعال داشت. ولی به تدریج با پیشه گرفتن سیاست صبر و انتظار از سوی رهبران جبهه، انتقادات دکتر از آنها شدت یافت و از آنان قطع امید کرد و از روزنامه استعفا داد. در سال ۴۱، دکتر با خواندن کتاب «دوزخیان روی زمین»، نوشته فرانس فانون با اندیشه های این نویسنده انقلابی آشنا شد و در چند سخنرانی برای دانشجویان از مقدمه آن که به قلم ژان پل سارتر بود، استفاده کرد.
دکتر در سال (۱۹۶۳) از رساله خود در دانشگاه دفاع کرد و با درجه دکترای تاریخ فارق التحصیل شد. از این به بعد با دانشجویان در چای خانه دیدار می کرد و با آنان در مورد مسائل بحث و گفتگو می کرد. معمولا جلسات سیاسی هم در این محل ها برگزار می شد. سال ۴۳ بعد از اتمام تحصیلات و قطع شدن منبع مالی از سوی دولت، دکتر علی رغم خواسته درونی و پیشنهادات دوستان از راه زمینی به ایران برگشت. وی با دانستن اوضاع سیاسی فرهنگی ایران بعد از سال ۴۰ که به کسی چون او با آن سابقه سیاسی امکان تدریس در دانشگاه ها را نخواهند داد و نیز علی رغم اصرار دوستان هم فکرش مبنی بر تمدید اقامت در فرانسه یا آمریکا، برای تداوم جریان مبارزه در خارج از کشور، تصمیم گرفت که به ایران بازگردد. این بازگشت برای او، عمدتاً جهت کسب شناخت عینی از متن و اعماق جامعهء ایران و توده های مردم بود، همچنین استخراج و تصفیه منابع فرهنگی، جهت تجدید ساختمان مذهب.
اغلب کلاس های او با بحث و گفتگو شروع می شد. پیش می آمد دانشجویان بعد از شنیدن پاسخ های او بی اختیار دست می زدند. با دانشجویان بسیار مانوس، صمیمی و دوست بود. اگر وقتی پیدا می کرد با آنها در تریا چای می خورد و بحث می کرد. این بحث ها بیشتر بین دکتر و مخالفین اندیشه های او در می گرفت. کلاس های او مملو از جمعیت بود. دانشجویان دیگر رشته ها درس خود را تعطیل می کردند و به کلاس او می آمدند. جمعیت کلاس آن قدر زیاد بود که صندلی ها کافی نبود و دانشجویان روی زمین و طاقچه های کلاس، می نشستند. در گردش های علمی و تفریحی دانشجویان شرکت می کرد. او با شوخی هایشان، مشکلات روحیشان و عشق های پنهان میان دانشجویان آشنا بود. سال ۴۷، کتاب «کویر» را چاپ کرد. حساسیت، دقت و عشقی که برای چاپ این کتاب به خرج داد، برای او، که در امور دیگر بی توجه و بی نظم بود، نشانگر اهمیت این کتاب برای او بود. (کویر نوشته های تنهایی اوست).
در فاصله سال های تدریسش، سخنرانی هایی در دانشگاهای دیگر ایراد می کرد، از قبیل دانشگاه آریا مهر (صنعتی شریف)، دانش سرای عالی سپاه، پلی تکنیک تهران و دانشکده نفت آبادان. مجموعه این فعالیت ها سبب شد که مسئولین دانشگاه درصدد برآیند تا ارتباط او را با دانشجویان قطع کنند و به کلاس های وی که در واقع به جلسات سیاسی-فرهنگی، بیشتر شباهت داشت، خاتمه دهند. پس دکتر، با موافقت مسئولین دانشگاه، به بخش تحقیقات وزارت علوم در تهران، منتقل شد. به دلائل اداری دکتر به عنوان مامور به تهران اعزام شد و موضوعی برای تحقیق به او داده شد، تا روی آن کار کند. به هر حال عمر کوتاه تدریس دانشگاهی دکتر، به این شکل به پایان می رسد.
از بدو تاسیس حسینیه ارشاد در تهران، از شخصیت هایی چون آیت لله مطهری دعوت می شد تا با آنان همکاری کنند. بعد از مدتی از طریق استاد شریعتی (پدر دکتر) که با ارشاد همکاری داشت، از دکتر دعوت شد تا با آنان همکاری داشته باشد. در سال های اول همکاری دکتر با ارشاد، به علت اشتغال در دانشکده ادبیات مشهد، ایراد سخنرانی های او مشروط به اجازه دانشکده بود، برای همین بیشتر سخنرانی ها در شب جمعه انجام می شد، تا دکتر بتواند روز شنبه سر کلاس درس حاضر باشد. پس از چندی همفکر نبودن دکتر و بعضی از مبلغین، باعث بروز اختلافات جدی میان مبلغین و مسئولین ارشاد شد. در اوائل سال ۴۸، این اختلافات علنی شد و از هیئت امنا خواسته شد که دکتر دیگر در ارشاد سخنرانی نکند. اما بعد از تشکیل جلسات و و نشست هایی، دکتر باز هم در حسینیه سخنرانی کرد. هدف دکتر از همکاری با ارشاد، تلاش برای پیش برد اهداف اسلامی بود. سخنرانی های او، خود گواهی آشکار بر این نکته است. در سخنرانی ها، مدیریت سیاسی کشور به شیوه ای سمبلیک مورد تردید قرار می گرفت. در اواخر سال ۴۸، حسینیه ارشاد، کاروان حجی به مکه اعزام می کند تا در پوشش اعزام این کاروان به مکه، با دانشجویان مبارز مقیم در اروپا، ارتباط برقرار کنند.
دکتر با وجود ممنوع الخروج بودن، با تلاش های بسیار، با کاروان همراه می شود. تا سال ۵۰دکتر همراه با کاروان حسینیه، سه سفر به مکه رفت که نتیجه آن مجموعه سخنرانی های میعاد با ابراهیم و مجموعه سخنرانی ها تحت عنوان حج در مکه بود، که بعدها به عنوان کتابی مستقل منتشر شد. پس از بازگشت از آخرین سفر در راه برگشت به مصر رفت، که این سفر ره آورد زیادی داشت، از جمله کتاب آری این چنین بود برادر.
در سال های ۴۹-۵۰، دکتر بسیار پر کار بود. او می کوشید، ارشاد را از یک موسسه مذهبی به یک دانشگاه تبدیل کند. از سال ۵۰، شب و روزش را وقف این کار می کند، در حالی که در این ایام در وزارت علوم هم مشغول بود. به مرور زمان، حضور دکتر در ارشاد، باعث رفتن برخی از اعضا شد، که باعث به وجود آمدن جوی یک دست تر و هم فکر تر شد. با رفتن این افراد، پیشنهاد های جدید دکتر، قابل اجرا شد. دانشجویان دختر و پسر، مذهبی و غیر مذهبی و از هر تیپی در کلاس های دکتر شرکت می کردند. در ارشاد، کمیته یی مسئول ساماندهی جلسات و سخنرانی ها شد. به دکتر امکان داده شد که به کمیته های نقاشی و تحقیقات نیز بپردازد. انتقادات پیرامون مقالات دکتر و استفاده از متون اهل تسنن در تدوین تاریخ اسلام و همچنین حضور زنان در جلسات، گذاشتن جلسات درسی برای دانشجویان دختر و مبلمان سالن و از این قبیل مسائل بود. این انتقادات از سویی و تهدیدهای ساواک از سوی دیگر هر روز او را بی حوصله تر می کرد و رنجش می داد. دیگر حوصله معاشرت با کسی را نداشت. در این زمان به غیر از درگیری های فکری، درگیری های شغلی هم داشت. عملاً حکم تدریس او در دانشکده لغو شده بود و او کارمند وزارت علوم محسوب می شد. وزارت علوم هم، یک کار مشخص تحقیقاتی به او داده بود تا در خانه انجام دهد. از اواخر سال۵۰ تا۵۱، کار ارشاد سرعت غریبی پیدا کرده بود. دکتر در این دوران به فعال شدن بخش های هنری حساسیت خاصی نشان می داد. دانشجویان هنر دوست را تشویق می کرد تا نمایشنامه ابوذر را که در دانشکده مشهد اجرا شده بود، بار دیگر اجرا کنند. بالاخره نمایش ابوذر در سال ۵۱، درست یکی دوماه قبل از تعطیلی حسینیه، در زیر زمین ارشاد برگزار شد. این نمایش باعث ترس ساواک شد، تا حدی که در زمان اجرای نمایش بعد به نام «سربداران» در ارشاد ، حسینیه برای همیشه بسته و تعطیل شد، درست در تاریخ۱۳۵۱/۸/۱۹
در دوران خانه نشینی (دو سال آخر زندگی) فرصت یافت تا بیشتر به فرزندانش برسد. در اواخر، بر شرکت فرزندانش در جلسات تاکید می کرد. بر روی فراگیری زبان خارجی اصرار زیادی می ورزید. در سال۵۵، با هم فکری دوستانش قرار شد، فرزند بزرگش، احسان، را برای ادامه تحصیل به اروپا بفرستد. بعد از رفتن فرزندش، خود نیز بر آن شد که نزد او برود و در آنجا به فعالیت ها ادامه دهد. راه های زیادی برای خروج دکتر از مرزها وجود داشت. تدریس در دانشگاه الجزایر، خروج مخفی و گذرنامه با اسم مستعار و …
بعد از مدتی با کوشش فراوان، همسرش با ضمانت نامه توانست پاسپورت را بگیرد. در شناسنامه اسم دکتر، علی مزینانی بود، در حالی که تمام مدارک موجود در ساواک به نام علی شریعتی یا علی شریعتی مزینانی ثبت شده بود. چند روز بعد برای بلژیک بلیط گرفت. چون کشوری بود که نیاز به ویزا نداشت. از خانواده خداحافظی کرد و قرار به ملاقت دوباره آنها در لندن شد. در روز حرکت بسیار نگران بود. سر را به زیر می انداخت تا کسی او را نشناسد. اگر کسی او را می شناخت، مانع خروج او می شدند. و به هر ترتیبی بود از کشور خارج شد. دکتر نامه ای به احسان از بلژیک نوشت و برنامه سفرش را به او در اطلاع داد و خواست پیرامون اخذ ویزا ازامریکا تحقیق کند.
ساواک در تهران از طریق نامه یی که دکتر برای پدرش فرستاده بود، متوجه خروج او از کشور شده بود و دنبال رد او بود. دکتر بعد از مدتی به لندن، نزد یکی از اقوام همسرش رفت و در خانه او اقامت کرد. بدین ترتیب کسی از اقامت دو هفته یی او در لندن با خبر نشد. پس از یک هفته، دکتر تصمیم گرفت با ماشینی که خریده بود از طریق دریا به فرانسه برود. در فرانسه به دلیل جواب های گنگ و نامفهوم دکتر، که می خواست محل اقامتش لو نرود، اداره مهاجرت به او مشکوک می شود. ولی به دلیل اصرار های دکتر حرف او را مبنی بر اقامت در لندن در نزد یکی از اقوام قبول می کند. این خطر هم رد می شود. بعد از این ماجرا، دکتر در روز ۲۸ خرداد، متوجه می شود که از خروج همسرش و فرزند کوچکش در ایران جلوگیری شده. بسیار خسته و ناباورانه به فرودگاه لندن می رود و دو فرزند دیگرش، سوسن و سارا را به خانه می آورد. دکتر در آن شب اعتراف می کند که جلوگیری از خروج پوران و دخترش مونا می تواند او را به وطن بازگرداند، او می گوید که فصلی نو در زندگیش آغاز شده است. در آن شب، دکتر به گفته دخترانش بسیار ناآرام بود و عصبی … شب را همه در خانه می گذرانند و فردا صبح زمانی که نسرین، خواهر علی فکوهی، مهماندار دکتر، برای باز کردن در خانه به طبقه پایین می آید، با جسد به پشت افتاده دکتر در آستانه در اتاقش رو به رو می شود. بینی اش به نحوی غیر عادی سیاه شده بود و نبضش از کار افتاده بود. چند ساعت بعد، از سفارت با فکوهی تماس می گیرند و خواستار جسد می شوند، در حالی که هنوز هیچ کس از مرگ دکتر با خبر نشده بود.
پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی، بدون انجام کالبد شکافی و علت مرگ را ظاهراً انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام کردند. و بالاخره در کنار مزار حضرت زینب آرام گرفت!…
- خود سازی انقلابی
- ابوذر
- ما و اقبال
- تحلیلی از مناسک حج
- شیعه
- نیایش
- تشیع علوی و تشیع صفوی
- تاریخ تمدن (جلد۱-۲)
- هبوط در کویر
- حسین وارث آدم
- چه باید کرد ؟
- زن
- مذهب، علیه مذهب
- جهان بینی و ایدئولوژی
- انسان
- انسان بی خود
- علی
- روش شناخت اسلام
- میعاد با ابراهیم
- اسلام شناسی
- ویژگی های قرون جدید
- هنر
- گفتگوهای تنهایی
- نامه ها
- آثار گوناگون(دو بخش)
- بازگشت به خویش، بازگشت به کدام خویش
- باز شناسی هویت ایرانی ـ اسلامی
- جهت گیری های طبقاتی در اسلام
- درس های حسینیه ارشاد (۳جلد)
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
ورود افسران اسرائیلی به خاک سوریه
در این میان با فاش شدن نفوذ ۴۰ افسر اسرائیلی به خاک سوریه بار دیگر پشت پرده عناصر مزدور گروهک تروریستی ارتش آزاد برملا شد و برکسی پوشیده نیست که این گروهک با استفاده از تعداد زیادی از مزدوران تروریست به مقابله با ارتش سوریه برخاسته است.
به نوشته دام پرس، ۴۰ افسر اسرائیلی پس از ورود به خاک سوریه به دو گروه ۲۰ نفره تقسیم شده و یک گروه از آنان به حلب واقع در شمال سوریه رفته و گروهی دیگر نیز راهی دمشق شده و در درگیرهای اخیر اطراف فرودگاه بین المللی این شهر دست داشتند.
آمریکا و ترکیه درحالی به گزینه استفاده از افسران اسرائیلی درسوریه متوسل شدند که
ارتش آزاد سوریه با وجود استفاده از تعداد زیادی از مزدوران خارجی، با شکست در برابر نیروهای ارتش سوریه، خسارت های زیادی را متحمل شده و از رسیدن به اهداف مورد نظر خود بازماند.
در این شرایط آمریکا با اعتراف به ناتوانی ارتش آزاد سوریه، چاره ای جز این نیافت که از فرماندهان نظامی که در جنگ های خیابانی مهارت دارند، استفاده کند از همین رو بهترین گزینه افسران صهیونیستی بودند که تجربه جنگ های متعدد در جنوب لبنان و غزه را پشت سر گذاشته اند.
آمریکا و ترکیه با این رویکرد، ۴۰ افسر صهیونیستی را با پشتیبانی افسران سازمان اطلاعات اسرائیل موسوم به موساد و همچنین سازمان اطلاعات ترکیه وارد خاک سوریه کردند.
در این میان این سوال مطرح است که این افسران چگونه وارد سوریه شدند؟
اطلاعات موجود در این مورد نشان می دهد که افسران بلندپایه سیا با فرماندهان ارتش ترکیه تماس گرفته و درخواست کردند که امکان گفت وگو با یکی از فرماندهان بلند پایه ارتش و نیز یکی از فرماندهان عالی رتبه سازمان اطلاعات ترکیه را برایشان فراهم آورند.
این درحالی بود که اطلاعاتی که آمریکا در اختیار داشت نشان می داد که ارتش سوریه، خسارت زیادی به ارتش آزاد وارد کرده تا جایی که فرماندهان ارتش آزاد از ادامه مبارزه بیم داشته و به فکر فرار افتاده اند و البته تعداد زیادی از آنان نیز پیش از این از صحنه نبرد با ارتش سوریه گریخته بودند بنابراین آمریکا به این نتیجه رسید که در صورت ادامه اوضاع کنونی، پیروزی بشار اسد حتمی خواهد بود پس چاره ای جز این نیست که ضربه ای سنگین بر رهبری سوریه وارد آید.
در این میان یکی از افسران سیا، راه حل وضع کنونی را ورود به فرودگاه دمشق و تسلط بر آن دانست و ترکها نیز با پیشنهاد او موافقت کردند؛ پس از آن دو طرف به بررسی چگونگی ورود به فرودگاه دمشق و فرماندهی این عملیات پرداختند زیرا با توجه به اینکه دمشق به عنوان پایتخت سوریه و مرکز قدرت فرماندهی سوریه به شمار می آید، ورود به فرودگاه آن آسان نخواهد بود.
پس از ارزیابی هایی که دو طرف در این خصوص به عمل آورند به این نتیجه رسیدند که ورود به فرودگاه دمشق باید از طریق جنگ های خیابانی صورت گیرد زیرا ارتش آزاد سوریه به جز این اقدام، کار دیگری نمی تواند انجام دهد اما توان فرماندهی این عملیات را ندارد.
در این شرایط بود که آمریکا در صدد توسل به فرماندهان نظامی برآمد که از مهارت فرماندهی جنگ های خیابانی برخوردار هستند و برای این کار هیچ کس را بهتر از افسران ذخیره و حاضر به خدمت ارتش اسرائیل نیافت.
به نظر آمریکا افسران اسرائیلی به دلیل جنگ های طولانی در جنوب لبنان و نیز غزه از مهارت جنگ های خیابانی برخوردار بوده و به خوبی می توانند آن را فرماندهی کنند.
این درحالی بود که ترکها با این پیشنهاد آمریکا مخالفت و اعلام کردند که ارتش آزاد با آن موافقت نخواهد کرد اما آمریکا اعلام کرد که حل این موضوع را به آن بسپارند.
آمریکا ترکیه را به فراهم کردن مقدمات دیدار با فرماندهان ارتش آزاد فراخوانده و اعلام کرد که عملیات ورود به فرودگاه دمشق، عملیات بزرگی است و چاره ای جز هماهنگی گسترده برای تحقق آن وجود ندارد.
بنابراین افسران سیا با موساد هماهنگ کرده و ۴۰ افسر اسرائیل را برای این عملیات در نظر گرفتند و قرار شد که ۲۰ نفر از آنان عازم ریف دمشق شده و فرماندهی این عملیات را برعهده بگیرند و ۲۰ نفر دیگر نیز در اتاق عملیات در حلب مستقر شده و آماده امداد فوری باشند.
اما مشکل اصلی نحوه برخورد با فرماندهی ارتش آزاد برای وارد کردن افسران اسرائیلی به خاک سوریه بود زیرا ممکن بود آنان با این موضوع موافقت نکنند بنابراین آمریکا در صدد برآمد با وعده کمک مالی، موافقت ارتش آزاد را جلب کند.
موافقت فوری ارتش آزاد با این موضوع، سازمان اطلاعات آمریکا را غافلگیر کرد و پس از آن، نقشه این عملیات طراحی و ماموریت هر یک از عناصر نیز مشخص شد و افسران اسرائیلی به سمت ریف دمشق و فرودگاه دمشق حرکت کردند اما قدرت و مهارت ارتش سوریه، آنان را غافلگیر کرد زیرا حدود سه هزار نفر از اعضای ارتش آزاد در این عملیات کشته شده و افسران صهیونیستی نیز با دو تلفات، از معرکه عقب نشینی کردند
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
مربی پرتغالی برف تهران را نمی بیند!

در این جلسه که رویانیان از نتایج نیم فصل اول اصلا راضی نبود اعلام کرد که کار خود را در نیم فصل دوم با مربی ایرانی دنبال خواهد کرد و از صحبت های برخی بازیکنان نیز انتقاد کرد.
رویانیان در این جلسه از بسته شدن پرونده بازگشت ژوزه به پرسپولیس خبر داد و اعلام کرد که باشگاه به دنبال تعامل با این مربی برای فسخ قرارداد است به همین دلیل بازیکنان هم باید درباره این مربی عکس العمل تنش زا نشان ندهند.
علی کریمی و مهدی مهدوی کیا نیز به صورت جداگانه در این جلسه صحبت هایی را بیان کردند.
با توجه به جمع بندی نهایی جلسه امروز مدیرعامل با بازیکنان، پرونده ژوزه با سرخ پوشان به پایان رسیده، بنابراین به نظر می رسد سرمربی پرتغالی در آستانه فرا رسیدن فصل زمستان برف تهران را نخواهد دید و پس از جلسه دوشنبه ایران را ترک خواهد کرد.
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
شعر احساسی

نیمه شب آواره و بی حس و حال
در سرم سودای جامی بی زوال
پرسه ایی آغاز کردیم در خیال
دل بیاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی میگذشت
یک دو سال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد آورد اول بار را
خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اصرار را
آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود
چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با منو
هم نشین و هم زبان شد با منو
خسته جان بودم که جان شد با منو
ناتوان بود و توان شد با منو
دامنش شد خوابگاه خستگی
این چنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر
وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم زدنیا بی خبر
دم به دم این عشق میشد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد
گفتگوها بین ما آغاز شد
گفتمش…
گفتمش در عشق پا برجاست دل
گر گشایی چشم دل زیباست دل
گر تو ذورق وان شوی دریاست دل
بی تو شام بی فرداست دل
دل ز عشق روی تو حیران شده
در پی عشق تو سرگردان شده
گفت…
گفت در عشقت وفادارم بدان
من تو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان
چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من
با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده
دل زجادوی رخت افزون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده
عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش
طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود
بحر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود
همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره عافاق بود
در نجابت در نکویی طاق بود
روزگار…
روزگار اما وفا با ما نداشت
طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت
بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس
حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود
در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود
سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست
ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست
این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رفت
رفت و با دلداری دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است
خسم جان و تشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد
این گدا مشمول آن رحمت نشد
عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست
آن طلا حاصل به این قیمت نشد
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
از غمش با دود و دم هم دم شدم
باده نوش غصه او من شدم
مست و مخمور و خراب از غم شدم
ذره ذره آب گشتم
کم شدم…
آخر آتش زد دل دیوانه را…
آخر آتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من…
عشق من از من گذشتی خوش گذر
بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن ز سر
دیشب از کف رفت فردا را نگر
آخر این یک بار از من بشنو پند
بر منو بر روزگارم دل مبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود
عشق دیرین گسسته تار و پود
گر چه آب رفته باز آید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود…
بعد از این هم آشیانت هر کس است
باش با او یاد تو ما را بس است
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
جملات احساسی و عاشقانه

تنهایی من
.
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!
که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی
و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی
و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…
.
.
.
یک عاشقانه ی آرام
.
مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه، به عادت آب دادن گل های باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست،
پیوسته نو کردن خواستنی ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن
تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشقچگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
عشق، تن به فراموشی نمی سپارد، مگر یک بار برای همیشه.
جام بلور، تنها یک بار می شکند
می توان شکسته اش را، تکه هایش را، نگه داشت
اما شکسته های جام ،آن تکه های تیز برنده، دیگر جام نیست
احتیاط باید کرد
همه چیز کهنه می شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز
بهانه ها، جای حس عاشقانه را خوب می گیرند
نادر ابراهیمی
.
.
.
.
باز هم برای تو
.
هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو می نویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می زنم..
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است..
این روزها دیگر پشت پنجره می نشینم و به استقبال باران می روم.
می دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است..
می دانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،
کسی که جز تو نیست بازمی گردد..
می دانم تمام می شود و ما رها می شویم؛ پس بگذار بخوانم:
اولین عشق من و آخرین عشق من تویی
نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..
.
.
.
.
دوباره صدایم کن
.
نیمکت عاشقی یادت هست؟
کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود..
بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود،
برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان بر سرمان می ریخت..
او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید،
اما اکنون پاییز.. نبودنت را، جداییمان را به رخ می کشد.
بگو، صدایم کن، بیا تا دوباره ما شویم،
مرحمی بر سوز دلم باش، نگاه کن، پاییز به من می خندد، بیا داغ جداییمان را به دلش بگذاریم.
بیا کلاغ ها را پر دهیم تا خبر وصلمان را به پرستوها مژده دهند.
دوباره صدایم کن..
.
.
.
.
امتحان عشق
.
در جلسه امتحانِ عشق
من مانده ام و یک برگۀ سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی..
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می کشد!
عشق تو نوشتنی نیست..
در برگه ام، کنار آن قطره، یک قلب می کشم!
وقت تمام است.
برگه ها بالا..
.
.
.
.
روز بارانی
.
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی می کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود
سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد
و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم.
تنها برو!
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
اس ام اس عشقی

برای یک ثانیه عاشقم باش ، من باتری ساعتم را در می آورم
.
.
.
خودتان را در قلب هیچ آدمی نچپانید ،
جا نمی شوید ، چروک می شوید فقط !
.
.
.
در خاطری که “تویی” ، دیگران فراموشند ،
بگذار در گوشت بگویم “میخواهمت” ،
این خلاصه ی تمام حرفهای عاشقانه ی دنیاست
.
.
.
سرکش بودم به حیله رامم کردی / ای افسونگر ، چه پخته خامم کردی
خوش چرخاندی کمند گیسویت را / در تاریکی اسیر دامم کردی
.
.
.
آغوشی باش و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن ،
بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود ،
فقط نگاه باشد و نفس ،
زندگی آنقدرها دوام نمی آورد ،
همین حالا هم دیر است
.
.
.
هروقت تونستی به کسی آرامش ببخشی بدون عشقت واقعیه !
وگرنه دوست داشتنی که آرامش معشوقو بگیره خودخواهیه !
.
.
.
برایم تعریف کن ، هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد ؟
.
.
.
عشق ، اگر عشق باشد ، ناممکن ترین ها را امکان می بخشد ،
تنها برکه ای ست که می توانی در آن غرق شوی و اما نفس بکشی
.
.
.
برعکس پول هایم زندگیم گوشه دارد ، همانجا که همیشه تنها مینشینم !
.
.
.
چه زیباست خیالی که تو را از آن همه فاصله می آورد به کلبه ی تنهایی ام
.
.
.
نقش یک درخت خشک را در زندگی بازی میکنم ،
نمیدانم که باید چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن پیر
.
.
.
آسان تر نگاهم کن ! دلم تا عشق بیشتر نمی داند !
.
.
.
همه چیز با تو شروع شد اما هیچ چیز با تو تمام نمی شود ،
حتی همین دلتنگیهای من !
.
.
.
چند وقتیست هرچه می گردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم ،
نگاهم اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد
و من همیشه به دنبال کسی می گردم که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید
.
.
.
گیرم که از حصار کوتاه دلم ساده می پری ،
با دیوار بلند خیالم چه می کنی ؟
.
.
.
تنهایی ات را از تو گرفتم ، در خنده هایم شریکت کردم ،
نگفته بودی بازرگان عشقی ، من از کجا می دانستم سود من تنهاییست
.
.
.
دوست داشتن را نه می نویسند نه میگویند ، ثابت می کنند
.
.
.
کاش بدانی ، قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی : بمان ،
نه اینکه شانه بالا بیندازی و آرام بگویی : هر طور راحتی
.
.
.
(اس ام اس عاشقانه)
چقدر صدای تیک تاک ساعت دلخراش است
وقتی تو “یک ثانیه” هم در کنارم نیستی
.
.
.
آغوشت ، علم را زیر سوال می برد !
آنقدر آرامم می کند که هیچ مسکنی جایش را نمی گیرد
.
.
.
هوای دو نفره داشتن،
نه ابر میخواهد نه باران نه یک بعد ازظهر پائیزی….
کافیست حــواسمان به هم باشد !
.
.
.
بگذار همه ی زندگی ام گره ی کور بخورد
دستهای “تــــــــــو” که باشد ملالی نیست…
با نگاه “تـــــــــــو” گره از همه چیز باز میشود حتی از دل گره خورده من!
.
.
.
می خندی،
قندهای عالم در دلم آب می شود
لبخند شیرینت
پایان روزگار تلخ من است…
.
.
.
وقتی عاشقش شدم که دیدم ….
هیچوقت دلمو نشکست …
هیچوقت بهم نه نگفت…
همیشه در جواب بچه بازیهام …خندید و گفت:
عاشقه همین کاراتم
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
اس ام اس تسلیت شهادت امام حسین

همه آباد نشینان ز خرابی ترسند
من خرابت شدم و دم به دم آبادترم
.
.
.
بخشودن اهل گنه اندر صف محشر
وابسته به یک گردش چشمان حسین است !
.
.
.
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه عطری که درش گم شده باشد …
.
.
.
همه برای خوابیدن قصه و داستان می گویند !
جانم به فدای حسین ی که برای بیداری نسل انسان ، حماسه و روایتی ماندگار آفرید …
.
.
.
ای شهیدی که مسخر همه دلها کردی
تو چه کردی که به قلب همه کس جا کردی ؟
.
.
.
سلیمانا ازین خرمن فقط یک خوشه میخواهم
ز شش سمت دل عالم ، فقط شش گوشه میخواهم
.
.
.
جز حسین بن علی کیست که در راه خدا ، آنچه او را به جهان هست میسر بدهد ؟؟؟
.
.
.
اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است
وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است
نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها
هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است
.
.
.
حسین جان گوشه ی چشمی که حرفها دارم :
دلم گرفته ٬ فقط شوق “کربلا” دارم …
.
.
.
در کوچه ها ، نسیم بهشت محرم است
این شهر بی مجالس روضه جهنم است
شکر خدا که هیاتمان باز دایر است
شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است
.
.
.
بارِگاه با صفا را عشق است
گنبد و صحن و سرا را عشق است
عرش با آن همه هیبت گوید
حرم کرب و بلا را عشق است
.
.
.
بیایید در ماه محرم اگر زنجیر میزنیم ، قبل از آن زنجیر غفلت از پای خود باز کرده باشیم …
اگر که سینه میزنیم ، قبل از آن سینه دردمندی را از غم و آه پاک کرده باشیم …
خوب است اگر اشکی میریزیم ، قبل از آن اشک از چهره ی مظلومی پاک کرده باشیم …
.
.
.
هر سال برای تو سیه می پوشیم
در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم
ما بعد هزار و چارصد سال هنوز
با یاد لب تو آب را می نوشیم
.
.
.
دو دست دادی و دست دو عالم به سوی توست یا ابالفضل …
.
.
.
جایی برای آدمِ کشتی شکسته هست ، در عرشه سفینه ات ای نوح کربلا ؟؟؟
.
.
.
ابروی ترک خورده عباس خدایا !
شق القمر از لشگر ابلیس بعید است !!!
.
.
.
راست گفته اند عالم از چهار عنصر تشکیل شده : آب ، آتش ، خاک ، هوا …
آبی که از تو دریغ کردند
آتشی که در خیمه گاهت افتاد
خاکی که شد سجده گاه و طبیب دردها
و هوایی که عمری ست افتاده در دل ها …
ترکیب این چهار عنصر می شود کـــــــــــــــربلا …
.
.
.
فرقی نمی کند در کجای قرن چندم ایستاده باشم !
مهم این است که من همچنان رعیتم و تو اربابی یا حسین …
.
.
.
کاش وقتی خدا در حشر بگوید چه داشتی ؟
سر برکند حسین و بگوید : حساب شد ….
.
.
.
کوفیان تیر دهندم ، در عوضِ قطره ی آب
قیمت آب بگیرند به چشم تَر من …
.
.
.
دنبال صدای دلبرم افتادم
با سر به کنار اکبرم افتادم
تا پهلوی نیزه خورده اش را دیدم
یک لحظه به یاد مادرم افتادم
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
طنز خنده دار رفتن به عروسی توسط دختر ها و پسرها

عروسی رفتن دخترها
دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه خاطرش اینه که: من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار «پرو» لباس داره…
ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!
ادامه مطلب را مشاهده نمایید…
بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد… حالا متناسب رنگ لباس، آرایش صورتش رو تعیین می کنه… اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش کم داره رو تهیه می کنه… حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه…
البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامش حفظ بکنه…
یه رژیمی هم برای پوست اش می گیره…! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم!…
ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی (اینا دستور غذا نیستا!) گرفته تا لیموترش
خوب، روز موعد فرا می رسه!
ساعت ۸ صبح از خواب بیدار می شه (انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم… بالاخره ساعت ۱۰ تا ۱۰:۳۰ می یاد بیرون… (البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره… که تا ساعت ۱۱ در حمام تشریف داره!)
بعد از ناهار…!
لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت ۱:۳۰ بعدازظهر…
توی آرایشگاه کلی نظرخواهی می کنه از اینو اون که چی کار بهترتره، هرچی هم ژورنال زیبایی هست رو می گرده آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!
ساعت ۳ می رسه خونه…
بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره (که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!
ساعت ۸ عروسی شروع می شه… یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!
مشاهده اس ام اس ضد دختر

عروسی رفتن پسرها
اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمی کنه!!
روز عروسی، ساعت ۱۲ ظهر از خواب بیدار می شه… خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!
ساعت ۶ بعدازظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله.. عروسی دعوتیم…!
بعد از خبردارشدن انگار که برق گرفته باشتش…! می پره تو حموم…
توی حموم از هولش، صورتشم می بره…! (بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)
صورتش رو اصلاح کرده، نکرده (نصف بیشتر موهارو تو صورتش جا می زاره!!) از حموم می یاد بیرون…
ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهره… هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه،رسمی باشه یا اسپرت…!
تازه یادش می افته که پیرهنش رو که الان خیلی به اون شلوارش می یابد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!
کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیراهنش که توی کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و چرا از علم غیبشون استفاده نکردن که بدونن شلوارش نیاز به دوختن داره…!
خلاصه… بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه (البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و برادر هم دستبرد می زنه!)
ساعت ۸ شب عروسی شروع می شه، ساعت ۹:۳۰ شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
دروغ گویی متداول پسرها به دخترها

دروغ ها همراه با معانی آنها
دروغ: بعدا باهات تماس می گیرم
معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی
دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم
معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار
دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره ما فقط دوست معمولی هستیم
معنی: عاشقشم
دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم
معنی: من فقط دنبال ………. هستم
دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه
معنی: داریم میریم دختر بازی.
دروغ: می تونی ۵ هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم
معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.
این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده :
دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم.
معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد.
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : <-PostHit->
برچسب ها :
.: Weblog Themes By Pichak :.



















































































































































